روشن دماغ
مترادفها
باهوش، زیرک، هوشمند، زرنگ
متضادها
کند دماغ، نادان
لغت نامه دهخدا
روشن دماغ. [ رَ / رُو ش َ دِ ] ( ص مرکب ) روشن قیاس. روشن رای. کنایه ازکسی که فکر صحیح و تدبیر صائب داشته باشد. ( از آنندراج ):
همیدون درین چشم روشن دماغ
ابوبکر شمع است و عثمان چراغ.نظامی ( از آنندراج ).|| ( اِ مرکب ) انفیه و دارویی که به بینی کشند. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
روشن قیاس. روشن رای. کنایه از کسی که فکر صحیح و تدبیر صائب داشته باشد.
جمله سازی با روشن دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مسلمان زادهٔ روشن دماغ ظلمت آباد ضمیرش بی چراغ
💡 چراغ چشمم از روی تو روشن دماغ جانم از بوی تو گلشن
💡 ز می چراغ دگرها اگر شود روشن مرا ز باده روشن دماغ می سوزد