روشن خاطری
مترادفها
شادمان، خشنود، خوشحال
متضادها
غمگین، اندوهگین، پریشان خاطر
لغت نامه دهخدا
روشن خاطری. [رَ / رُو ش َ طِ ] ( حامص مرکب ) هوشیاری:
بجویند از شب تاریک تارک
بروشن خاطری روزی مبارک.نظامی.
فرهنگ فارسی
هوشیاری
جمله سازی با روشن خاطری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چار چیز آمد نشان مُدْبِری یاد گیرش گر تو روشن خاطری
💡 او با آن شخصیت روشن خاطری که داشت، همواره توانست در میان مشکلات سخت زندگی، لبخند بر لبان خود حفظ کرده و به دیگران امیدواری ببخشد.
💡 در جلسات مختلف، حضور آن فرد روشن خاطری باعث میشد که فضای سنگین و جدی اتاق به سرعت تغییر کند و همه احساس آرامش کنند.
💡 برخورد روشن خاطری او با مشتریان باعث شد که فروشگاه کوچک او در عرض مدت کوتاهی به یکی از موفقترین مراکز تجاری منطقه تبدیل شود.