اشفته خاطری
مترادفها
پریشاندل، مضطرب، ناآرام، بیقرار، پریشانحال، ناآرامدل
متضادها
آرام، خرسند، مطمئن
لغت نامه دهخدا
( آشفته خاطری ) آشفته خاطری. [ ش ُ ت َ / ت ِ طِ ] ( حامص مرکب ) پریشان خاطری.
فرهنگ فارسی
( آشفته خاطری ) آشفته خاطر بودن پریشان خاطری.
جمله سازی با اشفته خاطری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر در این قصیده زیبا، از آن اشفته خاطری و بیقراریهای شبانه صحبت میکند که آرامش را از قلب انسانهای عاشق و دلتنگ گرفته است.
💡 بسیاری از متفکران عرفانی معتقدند که رسیدن به آرامش مطلق تنها با عبور از مراحل سخت اشفته خاطری و پاکسازی درونی امکانپذیر است.
💡 آن مرد با وجود ظاهر آرام خود، در درون دچار یک اشفته خاطری مداوم بود که هیچچیز در این دنیا قادر به تسکین آن نبود.