روزی تنگ

لغت نامه دهخدا

روزی تنگ. [ ت َ ] ( ص مرکب ) آنکه روزی او تنگ بود. ( آنندراج ):
چون چنگ سر زلف توام در چنگ است
هر لحظه دلم را بلبت آهنگ است
شد پسته تنگ تو دلم را روزی
یارب چه دل خسته روزی تنگ است.حافظ ( از آنندراج ).در دیوان حافظ چ قزوینی و دکتر قاسم غنی دیده نشد. و رجوع به تنگ روزی در ترکیبات روزی شود.

فرهنگ فارسی

آنکه روزی او تنگ بود

جمله سازی با روزی تنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز بر من سیاه کرد چو شب روزی تنگ و انده بسیار

💡 اگرچه کس نخواهد روزی تنگ دهان تنگ او روزی ما باد

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز