روز بیگاه

لغت نامه دهخدا

روزبیگاه. ( ق مرکب، اِ مرکب ) یک دو ساعت پیش از غروب آفتاب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

یک دو ساعت پیش از غروب آفتاب

جمله سازی با روز بیگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ناامیدی ما رحمی ای دلیل امید که هیچ جا نرسیدیم و روز بیگاه است

💡 چنین بود تا روز بیگاه شد ز شب دامن رزم کوتاه شد

💡 بدو زخم کاری زدو درگذشت بکوشید تا روز بیگاه گشت

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز