روز بازی
مترادفها
روز مسابقه
لغت نامه دهخدا
روزبازی. ( اِ مرکب ) بازی روز. کنایه ازانقلاب زمانه و تحول روزگار. ( آنندراج ):
ز خاک ره آن طفل را برگرفت
فروماند زان روزبازی شگفت.نظامی ( از آنندراج ). || روزگار. زمان. ( ناظم الاطباء ):
از آن روز بازی که من زاده ام
ز خفتان میان هیچ نگشاده ام.فردوسی.|| دنیا. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بازی روز. کنایه از انقاب زمانه و تحول روزگار.
جمله سازی با روز بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز خاک ره آن طفل را برگرفت فرو ماند از آن روز بازی شگفت
💡 مردان منطقه نیز در این روز بازیهای خاص را اجرا میکنند، که از آن جمله بازی قیشه مزا یا همان قیش ووردی است. این بازی که حول یک دایره بزرگ و در محوطهای وسیع به اجرا در میآید، توسط دو گروه اجرا میشود.
💡 توجه: نام ورزشگاهها و تیمها مطابق با نامشان در همان روز بازی است.
💡 داستان در مورد پسر نوجوانی به اسم «رِید» هست که به بازیهای ویدئویی علاقه زیادی دارد و یک بازی به نام استاد سیارهها را هر روز بازی میکند اما ناگهان یک روز که در حال بازی بود، بازی یک اخطار مهم به رید میدهد اما رید جدی نمیگرد و اتفاق بزرگی میافتد که…
💡 بهترین انتخاب برای نگهداری سگ داشتن یک پارکینگ یا حیاط بزرگ یا در خانه های ویلایی است که سگ بتواند در طول روز بازی کند.
💡 هواداران پرشور تیم فوتبال با هیجان بسیار زیادی در انتظار فرا رسیدن روز بازی هستند تا بتوانند تیم محبوب خود را از نزدیک تماشا کنند.
💡 مربیان تیم قبل از شروع روز بازی، جلسات استراتژیک بسیار مهمی را با بازیکنان برگزار میکنند تا بر روی تاکتیکهای نهایی و برنامههای خود توافق کنند.
💡 برای کودکان، روز بازی یکی از هیجانانگیزترین روزهای هفته است که در آن میتوانند با دوستان خود به بازیهای مختلف و سرگرمکننده بپردازند.