رود خیز

لغت نامه دهخدا

رودخیز. ( نف مرکب، اِ مرکب ) سیل. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
ز باران دشتها را رودخیز است
ز سرما دام و دد را زو گریز است.( ویس و رامین ). || موج. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
- ناله رودخیز؛ ناله ای که بسیار حزین و غم انگیز باشد و از شنیدن آن سیل اشک از دیدگان جاری شود:
به زیر و بم ناله رودخیز
گهی نرم زد زخمه و گاه تیز.نظامی.
رودخیز. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اندوهجرد بخش شهداد از شهرستان کرمان واقع در30هزارگزی جنوب شهداد و در سر راه فرعی گوک به شهداد. دارای 5 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان اندوهجرد بخش شهداد از شهرستان کرمان.

جمله سازی با رود خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به زیر و بم ناله رود خیز گهی نرم زد زخمه و گاه تیز

💡 ز بس رود خیزان لب رودبار نشانده ز رخسار گیتی غبار

💡 ز بس رود خیزان که از می رسید لب رامشان رود را می‌گزید

💡 برون آورید از نظرهای تیز که چون باشد آن نالهٔ رود خیز

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز