روح مجسم

لغت نامه دهخدا

روح مجسم. [ ح ِ م ُ ج َس ْ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از انبیا و اولیا. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). || کنایه از معشوق و هرچیز زیبا و خوب. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

کنایه از انبیا و اولیا یا کنایه از معشوق و هر چیز زیبا و خوب.

جمله سازی با روح مجسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بجلال تو کز او عقل مصدر زاید بکمال تو که او روح مجسم گردد

💡 چون در نظر در آید روح مجسم‌ست چون در ضمیر آید عقل مصورست

💡 روح بود گو چه روح؟ روح مجسم عقل بود گو چه عقل؟ عقل مصور

💡 در تو خلد عین کف تو بحر مرکب دل تو عقل مصور تن تو روح مجسم

💡 جان و جهان مکرمت آنکس که ذات او از روی لطف صورت روح مجسم است

💡 روح مجسم است وجود تو ز آنسبب باشد نهان ز دیده خلقان بسان روح

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز