روح حساس
مترادفها
روحیه حساس
متضادها
روح بیاحساس، روح بیتفاوت
لغت نامه دهخدا
روح حساس. [ ح ِ ح َس ْ سا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بقول غزالی از مراتب ارواح نورانیه بشریه است و آن روحی است که محسوسات را بوسیله حواس پنجگانه تلقی میکند و گویی این اصل و اول روح حیوانی است زیرا حیوانیت حیوان بدان است و بچه شیرخواره نیز آن را دارد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ذیل روح ).
فرهنگ فارسی
بقول غزالی از مراتب ارواح نورانیه بشریه است و آن روحی است که محسوسات را بوسیله حواس پنجگانه تلقی میکند و گویی این اصل و اول روح حیوانی است زیرا حیوانیت حیوان بدان است و بچه شیر خواره نیز آنرا دارد.
جمله سازی با روح حساس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اين ماجرا فرصتى بود براى طلبه اى جوان، با استعداد و داراى روحى سلحشور به نامروح الله خمينى تا با حضور در متن جريان از نزديك بامسائل مبارزه و چگونگى ستيز روحانيت و رضاخان آشنا بود. از سوى ديگر چند ماه پيش ازاين، در نوروز سال 1306 هجرى شمسى ماجراى درگيرى روياروى آية الله بافقى بارضاخان در قم و محاصره اين شهر بوسيله نيروهاى نظامى و مضروب شدن اين عالممجاهد بوسيله شاه و تبعيد او به شهر رى به وقوع پيوست. اين حادثه و ماجراهاىمشابه و جرياناتى كه در مجلس قانونگذارى اين ايام مى گذشت بويژه مبارزات،روحانى نامدار و مجاهد آية الله سيد حسن مدرس تاءثير خود را بر روح حساس و پر شورامام بر جاى مى نهاد.
💡 بى شك اندوهى گران و غمى جانكاه بر قلب زين الدين نوجوان نشست و روح حساس وى رابه سختى آزرد اما عزم راسخ و اراده پولادين او را در راهتحصيل هرگز سست نكرد.