لغت نامه دهخدا
( روجة ) روجة. [ رَ ج َ ] ( ع اِمص ) عجله. ( اقرب الموارد ). شتاب.
( روجة ) روجة. [ رَ ج َ ] ( ع اِمص ) عجله. ( اقرب الموارد ). شتاب.
عجله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3- وقتى كه عثمان بن عفان در اثر ضرب و كتك روجه خود ((رقيه )) دختر حضرترسول صلى الله عليه و آله و سلم را به شهادت رسانيد و او را دفن كردند، آن حضرتدر برابر قبر او ايستاد و سر به جانب آسمان بلند كرد در حالى كه اشك از چشمانش مىريخت. به مردم فرمود: به ياد آورم آن چه بر اين مظلومه واقع شد (از شكنجه كردنعثمان او را). برايش دل سوزى كردم و از خداوند رحيم خواستم كه او را به من ببخشد وفشار قبر به او نرسد.
💡 مساءله 17 - اگر روجه ايكه حامله بوده مطلقه شود بطلاق رجعى وبعد از وضع حمل اختلاف كنند در زمان وقوع طلاق، شوهر ادعا كند كه قبل از وضع حمل طلاق داده ام و در نتيجه با وضع حمل عده تو تمام شده و ديگر حق نفقه بر من ندارى و زوجه ادعاء كند كه طلاق بعد ازوضع حمل بوده و بايد تا سه ماه و ده روز نفقه مرا بدهى و هيچ يك از دو طرف بينه نداشته باشد قول قول زن است با سوگندش، اگر سوگند ياد كرد ثابت مى شود كه مستحق نفقه است، لكن حاكم مى شود بر مرد بجدائى و اينكه جائز نيست رجوع كند به زن بخاطر اقراري كه كرده.