روانه ساختن
مترادفها
فرستادن، ارسال کردن
متضادها
بازداشتن، متوقف کردن، نگه داشتن
لغت نامه دهخدا
روانه ساختن. [ رَ ن َ / ن ِ ت َ] ( مص مرکب ) روانه کردن. رجوع به روانه کردن شود.
فرهنگ فارسی
روانه کردن
جمله سازی با روانه ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روانه ساختن سکههای طلای ایرانی به جای سربازان ایرانی به آن سوی مرز و تطمیع هر یک از طرفین مخاصمه، کار را بر یونانیها مشکل و بر ایرانیها آسان میساخت. طلای ایران برای اغوای آتن بر ضد اسپارت در این نبردها بهکار میرفت، بدون این که بین ایران و یونان درگیری رخ دهد. با صرف طلا و رشوه، تنور جنگ گرم نگاه داشته میشد.