لغت نامه دهخدا
رهمان. [ رَ هََ ] ( ع اِ ) نوعی از رفتار شتر که در آن تمایل باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
رهمان. [ رَ هََ ] ( ع اِ ) نوعی از رفتار شتر که در آن تمایل باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
نوعی از رفتار شتر که در آن تمایل باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موسى به كمك آن مرد قبر را كند و لحدى بر آن ساخت، آن گاه ميان آن قبر رفت و خوابيدتـا بـبـيـنـد چگونه است. د رهمان حال پرده از جلوى چشم موسى برداشته شد و جاى گاهخـود را در بـهـشـت ديد و به خداى تعالى عرض كرد: پروردگارا! مرا به نزد خود ببر.همان مرد كه در واقع ملك الموت بود و به صورت آدميان درآمده بود و قبر را حفر مى كرد،موسى را قبض روح كرد و در همان قبر او را دفن نمود و بر روى او خاك ريخت.
💡 آنچه در مجموعه رایک دیده میشود وجود دو احتمال را میدهند یا این محل در دوره تیموری و صفوی آباد بوده و عده زیادی ازمردم در آنجا سکونت داشته که حضور بزرگان و دانشمندان در کتیبهها این موضوع را به اثبات میرساند؛ و احتمال دیگر اینکه منطقه درگیر یک جنگ خونین بوده و عده زیادی از فرماندهان و شاهزادگان در آنجا کشته و د رهمان محل دفن شدهاند.