مشکین طناب

لغت نامه دهخدا

مشکین طناب. [ م ُ / م ِ طَ ] ( اِ مرکب ) مشبه به زلف. گیسوی مانند طناب سیاه. مشکین رسن:
ای کرده غارت منزلم آتش زده آب و گلم
زلف تو در حلق دلم مشکین طناب انداخته.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 661 ).رجوع به مشکین رسن شود.

فرهنگ فارسی

مشبه به زلف مانند طناب سیاه

جمله سازی با مشکین طناب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بچار میخ بلا در کشد چو خیمه دلم بیک گره که ز مشکین طناب بگشاید

💡 تا به پای هر درختی خیمه عشرت زنی بین که شاخ از سایه چون مشکین طناب انداخته

💡 ای کرده غارت منزلم آتش زده آب و گلم زلف تو در حلق دلم مشکین طناب انداخته

💡 از راه دل در آمد و از روزن دماغ رختی که دیده بسته به مشکین طناب برد

💡 رواست گر بزند خیمه بر فلک خسرو که آن کمند چو مشکین طناب را بگرفت

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز