رفوش

لغت نامه دهخدا

رفوش. [ رُ ] ( ع مص ) فراخ گردیدن چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با رفوش

💡 بغیر جامهٔ فرصت، که کس رفوش نکرد هزار جامه دریدند و ما رفو کردیم

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز