کلمهی «رضا جو» در فارسی به معنای فردی است که رضایت دیگران را جلب میکند یا به دنبال رضایت دیگران است. این واژه از ترکیب دو بخش تشکیل شده است: «رضا» به معنای خرسندی، خوشنودی و قبول بودن، و «جو» که به معنای جستجوگر یا طلبکننده است. بنابراین، رضا جو به کسی گفته میشود که همواره در تلاش است دیگران از او راضی باشند و برای خشنود کردن اطرافیان رفتار میکند. از نظر رفتاری، این افراد معمولاً ملاحظهکار، نرمخو و اهل همکاری هستند و سعی میکنند تنشها را کاهش دهند. این ویژگی میتواند هم مثبت باشد، زیرا باعث ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمی میشود، و هم گاهی منفی، اگر فرد بیش از حد به رضایت دیگران اهمیت دهد و احساسات و نیازهای خود را نادیده بگیرد. در ادبیات و مکالمه روزمره، رضا جو بودن معمولاً بار معنایی اخلاقی و مثبت دارد و برای توصیف افرادی به کار میرود که صادقانه و با مهربانی دیگران را راضی میکنند. از دیدگاه روانشناسی، این ویژگی میتواند با انعطافپذیری و مهارتهای اجتماعی بالا همراه باشد. در فرهنگ عامه، رضا جو بودن گاهی با صفتهایی مانند مهربان، نرمخو، صلحجو و ملاحظهکار هممعنی در نظر گرفته میشود.
رضا جو
لغت نامه دهخدا
رضاجو. [ رِ ] ( نف مرکب ) رضاجوینده. آنکه کوشش در خشنودی می کند. ( ناظم الاطباء ). که خواهد دیگری را خشنود سازد. که رضایت او بدست آرد. که در طلب خشنودی او کوشد. کوشای جلب رضای کسی:
احرار روزگار رضاجوی من شدند
چون برگزیده علی المرتضی شدم.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
رضا جوینده آنکه کوشش در خشنودی می کند که خواهد دیگری را خشنود سازد که رضایت او بدست آرد
جمله سازی با رضا جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فانی ره وفا جو سر منزل رضا جو در عشق او فنا جو دان مغتنم فنا را
💡 چرخ در خدمتش رضا جوی است بر در دولتش دعاگوی است
💡 هر زن که ز شوی شد رضا جوی مردی کن و دست ازو فرو شوی
💡 گشاده رو شدی او را رضا جوی ز تنگی در گشاد آوردیش روی
💡 به صد تسلیم میباید رضا جوی قدر بودن چو ابرو بر سر چشمست حکم لنگر تیغش