رشاشه
لغت نامه دهخدا
رشاشه. [ رِ ش َ / ش ِ ] ( از ع، اِ ) رشاشة. قطره های کوچک باران و باران ریزه. ( ناظم الاطباء ). چکیدگی و تراوش آب و ریزش و بارش قطره های باریک. ( غیاث اللغات از منتخب اللغات و کشف اللغات ) ( آنندراج ) ( از لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). قطره های کوچک باران ریزه باشد، و گویند عربی است. ( برهان ): آب از دهن پریشان می بارید به هر کس که رشاشه ای از آن می رسید خوشدل و خندان بازمی گشت. ( جهانگشای جوینی ).
زهی ز خوان نوالت نواله فردوس
زهی ز رشحه دستت رشاشه ٔعمان.سلمان ساوجی.|| گلاب پاش. ( لغت محلی شوشتر ). گلابدان. گلاب زنه. گلاب زن. ( یادداشت مؤلف ). || پرده چشم. ( لغت محلی شوشتر ).
فرهنگ عمید
قطره های ریز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قطره های کوچک باران ریزه.
جمله سازی با رشاشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس اى عزيز! بدان كه مرتبه مناجات با خداوند مرتبه بسيار رفيعى است و نياز به همتعالى دارد تفكر كن كه ظهور قرآن، و نزول فرقان،، بعد ازچهل سال سلوك و مجاهدات و توجه و تفكر، كه غالبا در كوه حراء مى بود، برپيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) واقع شد پس جمعى كه بدون اينحال و به غير اين كلام به تلاوت كلام اللهمشغول مى شوند، اگر چه از اين بحر بدان فيض نمى رسند، ولى آخر از رشاشه نورىو حشاشه حضورى، خالى و عاطل نيستند اما وصول به اين مقام عالى، مريد را بعد ازمرور دهور و مجاهده بسيار اقامه صلوات مسنونه و ادامه آن، كه ورد متوسطان اربابسلوك و روش معتدلان اصحاب قلوب است كه ديده و بصيرتشان بهكحل الجواهر، و قرة عينى فى الصلاة متحكل شد، فراهم مى شود و در آن حالت است كه زمزمه نماز به موجب حديث: المصلىيناجى ربه (نمازگزار، با پروردگار خود، درحال مناجات و راز و نياز است ) به مناجات با پروردگارمبدل مى گردد و از غايت صدق و توجه و خلوص و استغراق كه در اينحال به بنده دست مى دهد، پيامبر فرمود: الصلوة معراج المؤمن ، (نمازمعراج نمازگزار مؤمن است و به عبارت ديگر، نماز وسيله تقرب به خدا و عروج بنده مىگردد).