لغت نامه دهخدا
رسانیدنی. [ رَ / رِ دَ ] ( ص لیاقت ) رساندنی. قابل رسانیدن. لایق رسانیدن. شایسته ایصال. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به رسانیدن و رساندن و رساندنی شود.
رسانیدنی. [ رَ / رِ دَ ] ( ص لیاقت ) رساندنی. قابل رسانیدن. لایق رسانیدن. شایسته ایصال. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به رسانیدن و رساندن و رساندنی شود.
رساندنی قابل رسانیدن لایق رسانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنْ کُلٌّ إِلَّا کَذَّبَ الرُّسُلَ نبود از ایشان کس مگر که پیغامبران مرا دروغ زن گرفت، فَحَقَّ عِقابِ (۱۴) تا سزا گشت و کردنی و رسانیدنی سرانجام بد نمودن من ایشان را.