لغت نامه دهخدا
رزق دادن. [ رِ دَ ] ( مص مرکب ) روزی دادن. روزی رساندن. روزی بخشیدن:
چو نتوانست با چندان تکلف
سلیمان ماهیی را رزق دادن.علی شطرنجی.
رزق دادن. [ رِ دَ ] ( مص مرکب ) روزی دادن. روزی رساندن. روزی بخشیدن:
چو نتوانست با چندان تکلف
سلیمان ماهیی را رزق دادن.علی شطرنجی.
روزی دادن روزی رساندن روزی بخشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3- رزق دادن، آفريدن و اداره كردن، از سنّت هاى دائمى الهى است. (يرزق، يملك،يخرج، يدبّر) (فعل مضارع رمز استمرار است )
💡 جمله (و ينزل لكم من السماء رزقا) هم، حجتى ديگر بر يگانگى خداى تعالى است، وايـن حـجـت از جـهـت رزق اقـامـه شـده، مـى فـرمـايد: رزق دادن به بندگان يكى از شؤ ونربـوبيت و الوهيت است و چون همه مى دانند كه رزق از ناحيه خداست، نه از ناحيه شركاىايشان، پس تنها او رب و اله است.
💡 علاوه بر اينكه تمامى صفاتى كه معبود را مستحق عبادت مى كند ازقبيل خلقت كردن، رزق دادن و مالكيت و تدبير عالم وامثال آن همه منحصرا صفات خداى تعالى است، و غير خدا چيزى از آن صفات را از خودندارد، پس مشركين هم تنها او را بايد بپرستند.
💡 كلمه (رزق ) به معناى عطائى است جارى و هميشگى، و رزق دادن خداى تعالى عالمبشريت را از آسمان، عبارت است از فرستادن باران و برف وامثال آن. و رزق دادنش از زمين عبارت است از روياندن گياهان و تربيت دامها، البته گياهان و دامهائى كه بشر از آنها ارتزاق مى كند، و به بركت اين نعمت هاى الهى است كه نوع بشر باقى مى ماند و نسلش منقرض نمى گردد.