رخوه
«رخوه» واژهای عربی در زبان فارسی است که به معنای «نرمی و سستی اندام» آمده و در متون قدیمی ثبت شده است. این واژه در اصل به حالت جسمانی اشاره دارد که فرد دچار ضعف و ناتوانی شده و اندام او سست گردیده است. رخوه میتواند نتیجه درد، بیماری یا ضعف طبیعی بدن باشد که توانایی حرکت و فعالیت را کاهش میدهد. در متون قدیمی و لغتنامهها مانند آنندراج و غیاثاللغات، رخوه به عنوان درد یا ضعفی توصیف شده که فرد را ناتوان و بدن را بیرمق میکند. نمونهای از کاربرد آن در نصابالصبیان ذکر شده است: «ناخس و رخوه کاسر و ضاغط»، که اشاره به حالتی دارد که اندام از شدت ضعف و درد ناتوان شده است. این واژه در کاربرد ادبی و توصیفی نیز به کار رفته تا حالت ناتوانی، ضعف یا بیرمقی جسم را بیان کند. این واژه با مفاهیمی مانند ناتوانی، سستی، ضعف و نرمی اندام مرتبط است و نشاندهنده کاهش قدرت فیزیکی بدن است.
مترادفها
شل، نرم، سست، لرزان
متضادها
سفت، سخت، محکم
لغت نامه دهخدا
رخوه. [ رِخ ْ وَ / وِ ] ( از ع، اِمص ) رِخْوة. دردی است که اندام را سست گرداند و در اصل لغت به معنی نرمی وسستی است. ( آنندراج ) ( از غیاث اللغات ):
ناخس و رخوه کاسر و ضاغط
و آن مفسح کز او عضل شد چاک ( از نصاب الصبیان ص 47 )و رجوع به رِخْوَة شود.
فرهنگ فارسی
دردی است که اندام را سست گرداند و در اصل لغت بمعنی نرمی و سستی است.
جمله سازی با رخوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مراد زمخشرى از جمله اخير اين است كه حروف اوصافى دارد؛ مانند: مهموسه، مجهوره،شديده، رخوه، مطبقه، منفتحه، مستعيله، منخفصه، قلقله و... هر يك از اينها وصف گروهىاز حروف الفباست كه نيمى از حروف هر دسته در ميان حروف مقطعه يافت مى شود؛ مثلا ازحروف مهموسه، نصف آن كه ص، ك، ه، (س و ح) است در ميان حروف مقطعه وجود دارد.
💡 با گذشت زمان و عدم فعالیت بدنی، عضلات بدن انسان ممکن است دچار حالت رخوه و ضعف شوند که نیاز به ورزش منظم را میطلبد.
💡 در توصیف برخی متون ادبی، از حالت رخوه و بیحالی شخصیتها برای نشان دادن ناامیدی و از دست دادن انگیزه در برابر مشکلات زندگی استفاده میشود.
💡 پزشکان هشدار میدهند که رژیم غذایی نامناسب و کمتحرکی میتواند باعث ایجاد بافتهای رخوه در بدن و کاهش قدرت عمومی سیستم ایمنی شود.