لغت نامه دهخدا
راعل. [ ع ِ ] ( ع ص ) خرمابنان تر یعنی بی بر یا بلایه بارآور. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || تخم ضعیف. ( از تاج العروس ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).
راعل. [ ع ِ ] ( ع ص ) خرمابنان تر یعنی بی بر یا بلایه بارآور. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || تخم ضعیف. ( از تاج العروس ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).
خرما بنان تر یعنی بی پر یا بلایه بار آور. یا تخم ضعیف.
راعل ( به عربی: راعل ) یک روستا در سوریه است که در ناحیه صوران ( حلب ) واقع شده است. راعل ۱٬۷۵۰ نفر جمعیت دارد.
💡 راعل (به عربی: راعل) یک روستا در سوریه است که در ناحیه صوران (حلب) واقع شدهاست. راعل ۱٬۷۵۰ نفر جمعیت دارد.
💡 هر که را رنجی رسد او راعلی گرددشفا هر که را دردی بوداورا دوا باشد علی