لغت نامه دهخدا
راحت پذیر. [ ح َ پ َ ] ( نف مرکب ) آرام گیر. ( آنندراج ). پذیرنده راحت. آسایش پذیر:
چون ز دست راد تو خلق جهان در راحتند
دست خود بر پای خود نه تا شود راحت پذیر.سوزنی.
راحت پذیر. [ ح َ پ َ ] ( نف مرکب ) آرام گیر. ( آنندراج ). پذیرنده راحت. آسایش پذیر:
چون ز دست راد تو خلق جهان در راحتند
دست خود بر پای خود نه تا شود راحت پذیر.سوزنی.
آرام گیر. پذیرند. راحت. آسایش پذیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون ز دست راد تو خلق جهان در راحتند دست خود بر پای خود نه تا شوی راحت پذیر