لغت نامه دهخدا
ذوفن. [ ف َن ن ] ( ع ص مرکب ) صاحب فَن. یک فن. مخصص. متخصص:
آن ذوفنی که تا بکنون هیچ ذوفنون
هرگز بر او به کار نبرده ست هیچ فن.فرخی.- امثال:
ذوفن بر ذوفنون غالب است:
چون خوب کم از بد فزون به
ذی فن بجهان ز ذوفنون به.نظامی.مقابل ذوفنون.