لغت نامه دهخدا
دیوخو.[ وْ ] ( ص مرکب ) دیوخوی. آنکه دارای خلق دیوان است. || ( اِ مرکب ) خوی دیو. خلق و خصلت دیو.
دیوخو.[ وْ ] ( ص مرکب ) دیوخوی. آنکه دارای خلق دیوان است. || ( اِ مرکب ) خوی دیو. خلق و خصلت دیو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بسا درنده گرگ دیوخو ای لباس آدمی بنموده زو
💡 گویند از شهاب بود دیو را کناره تو دیوخو شهاب چرا درکنار داری
💡 داد که دستورِ دیوخوی ز بیداد کشورِ جم را به بادِ بیهنری داد