لغت نامه دهخدا
دیوانه بازی. [ دی ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) کارهای ابلهانه و حماقت آمیز. اعمال دور از خرد.
- دیوانه بازی درآوردن؛ کارهای ابلهانه و بیخردانه انجام دادن.
دیوانه بازی. [ دی ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) کارهای ابلهانه و حماقت آمیز. اعمال دور از خرد.
- دیوانه بازی درآوردن؛ کارهای ابلهانه و بیخردانه انجام دادن.
کارهای ابلهانه و حماقت آمیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شارلیز ترون در جاده خشم (۲۰۱۵) این شخصیت را برای اولین بار به تصویر کشید. آنیا تیلور-جوی نقش یک فیوریوسای جوانتر را در فیلم پیشدرآمد مستقل فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه بازی کرد که در ۲۴ مه ۲۰۲۴ اکران شد.
💡 او در فیلم یک تابستان دیوانه بازی کردهاست.
💡 که عقیده داشت یک خانواده درست و حسابی دارد. وقتی که مادر بیوه و دخترش با توقعات او کنار نیومدن از درون دیوانه میشود و سعی میکند به بیرحمانهترین نحو آنها را به قتل برساند. در قسمت دوم او از تیمارستان فرار میکند و هویت مردی را که همان ابتدای فیلم میکشد میدزد که نام اون جین کلیفرد بودهاست و دیوانه بازیهایش را از اول شروع میکند. او در سومین و آخرین قسمت فیلم بازی نکرد.
💡 کودک دیوانه بازی کی کند جزو باید تا که کل را فی کند
💡 لاچین به محل زندگی کتوان میرود و کمی دیوانه بازی در میآورد. عباس میرزا فرمان میدهد آیین عقد در مسجد در برابر همه مردم شهر انجام شود ولی همین مردم به او زخم زبان میزنند عباس میرزا زخم زبانهایی که بابت تجدید فراشش دریافت میکند خشمگین است و داد و بیداد میکند و میخواهد