دیو رنگ
لغت نامه دهخدا
دیورنگ. [ وْ رَ] ( ص مرکب ) به گونه و رنگ دیو. دیوسان:
چو شه دید کان پیکر دیورنگ
به اقبال و طالع درآمد بچنگ.نظامی.
فرهنگ فارسی
به گونه و رنگ دیو. دیو سان.
جمله سازی با دیو رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ببینم یکی دیو رنگ تو را به میدان آورد جنگ تو را
💡 ز که سنگ برداشت از دیو رنگ برون کرد از مرد خفتان جنگ