لغت نامه دهخدا
دیده وان. [ دی دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دیده + وان = بان ) دیدوان. دیدبان. دیده بان. ( آنندراج ).
دیده وان. [ دی دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دیده + وان = بان ) دیدوان. دیدبان. دیده بان. ( آنندراج ).
دیدوان. دیدبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن نور هر دو دیده وان راحت دل و جان از دیده رفت لیکن در دل گزیده منزل