لغت نامه دهخدا
دژبر. [ دُ ژَ ] ( ص مرکب ) مخفف دژبراز. دژبرو. خشمناک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
ز سرما و آوای دیو و هزبر
ز مار بپر واژدهای دژبر.اسدی.
دژبر. [ دُ ژَ ] ( ص مرکب ) مخفف دژبراز. دژبرو. خشمناک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
ز سرما و آوای دیو و هزبر
ز مار بپر واژدهای دژبر.اسدی.
مخفف دژ براز دژ برو خشمناک
💡 این دژ بر روی تپهای در جنوب رود وُغجی قرار گرفته است. این ساختمان در اوایل سده ۱۷ بهعنوان یک صومعه ساخته شده بود و بعدها به عنوان یک دژ برای خاندان ملیک پارسادانیان به کار گرفته شد.
💡 شب و روز یک ماهشان جنگ بود سپه را به دژ بر علف تنگ بود
💡 بران روی دژ بر ستاره بزد چو پیدا شد از هر دری نیک و بد
💡 آنانوری (گرجی: ანანური) یک مجموعهٔ دژ بر روی رود آراگوی در شهرداری دوشتی، گرجستان و حدود ۴۵ مایل (۷۲ کیلومتر) تفلیس است.
💡 یکی تیره دژ بر سر کوه بود که از برتری دور از انبوه بود