دوکه

لغت نامه دهخدا

( دوکة ) دوکة. [ دَ ک َ ] ( ع اِمص ) بدی. || خصومت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( اِ ) خرمابن هندی. ج، دوک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بدی. خصومت.

جمله سازی با دوکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کَه در زبان تالشی به معنای خانه است و دوکه‌ده یعنی ده (روستای) دارای دو خانه.

💡 در سال ۱۹۹۰ یک دادگاه فرانسوی آسیتز را طی یک محاکمه غیابی محکوم کرد و او را به خاطر ربودن آلیس دومون و لیونی دوکه، به حبس ابد محکوم نمود.

💡 بودا سراسر اجزای هستی را دارای سه ویژگی می‌داند: آنیکه (بی‌ثباتی)، دوکه (رنج)، و آناتا (نه خود). این سه نشانهٔ هستی حاصل تأمل بودا بر جهان هستی و موجودات آن است.

💡 ایوان دوکه با پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری کلمبیا به ریاست جمهوری رسید.

💡 معاون اول رئیس‌جمهوری ایوان دوکه، مارتا لوسیا رامیرس بعنوان اولین زن در این منصب در تاریخ کلمبیا است.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز