دولت مدار

لغت نامه دهخدا

دولت مدار. [ دَ / دُو ل َ م َ ] ( ص مرکب ) مقبل. کسی که اقبال و بخت با او همراه باشد. ( ناظم الاطباء ). که مدار دولت و سعادت بر اوست.

فرهنگ فارسی

مقبل. کسی که اقبال و بخت با او همراه باشد.

جمله سازی با دولت مدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طمع ز اختر دولت مدار یکرنگی که هر چه سبز کند آفتاب، زرد کند

💡 طمع ز اختر دولت مدار یکرنگی که هر چه سبز کند آفتاب زرد کند

💡 برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند که این رسانه بیش از حد دولت مدار عمل می‌کند و اخبار را تنها از زاویه دید حاکمان منتشر می‌نماید.

💡 در فضای پر از بحث‌های تند، یافتن یک دیدگاه مستقل و غیر دولت مدار که حقیقت را بگوید، بسیار دشوار و چالش‌برانگیز است.

💡 سیاستمداران دولت مدار معمولاً سعی می‌کنند با تکیه بر دستاوردهای حکومت، از انتقادات مردم در مورد مشکلات اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران