لغت نامه دهخدا
دولت دوستی. [ دَ / دُو ل َ ] ( حامص مرکب ) دولت خواهی. دولت پرستی. خیرخواهی:
ز دولت دوستی جان بر تو ریزم
نیم دشمن که از دولت گریزم.نظامی.و رجوع به دولت خواهی شود.
دولت دوستی. [ دَ / دُو ل َ ] ( حامص مرکب ) دولت خواهی. دولت پرستی. خیرخواهی:
ز دولت دوستی جان بر تو ریزم
نیم دشمن که از دولت گریزم.نظامی.و رجوع به دولت خواهی شود.
دولت خواهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنگر دولت دوستی که تا کجا است! بشنو قصه دوستان که چه زیبا است! میدان دوستی یک دل را فراخ است. ملک فردوس بر درخت دوستی یک شاخ است.