لغت نامه دهخدا
دوزیستی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) زندگی ذوحیاتین. ( لغات فرهنگستان ).
دوزیستی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) زندگی ذوحیاتین. ( لغات فرهنگستان ).
زندگی ذو حیاتین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خزندگان از یک دودمان دوزیستی ابتدایی پدید آمدند که در نتیجهٔ فرگشت تخمی بود که میتوانست در محیط خشکی رشد کند و دیگر وابستگی به آب نداشته باشد. خزندگان به سرعت متنوع شدند و در تمام محیطهایی که توسط پسرعموهای دوزیستی بزرگشان اشغال شده بود، گسترش یافتند و جایگزین دوزیستان گردیدند. آخرین دوزیستان بزرگ در اواخر دورهٔ تریاس به تدریج از میان رفتند.
💡 خزندگان از یک دودمان دوزیستی ابتدایی پدید آمدند که در نتیجهٔ تکامل تخمی که میتوانست در محیط خشکی رشد کند، از وابستگی به آب آزاد شده بود. خزندگان به سرعت شاخه-شاخه شدند و در تمام محیطهایی که توسط پسر عموهای دوزیستی بزرگشان اشغال شده بود، گسترش یافتند و شکارچیان و رقبای موفقی گردیدند. دوزیستان بزرگ در اواخر دورهٔ تریاس به تدریج از میان رفتند.
💡 نخستین مهرهداران حشرهخوار دوزیستان بودهاند. زمانی که آنها ۴۰۰ میلیون سال پیش فرگشت یافتند، در میان آنها؛ دوزیستان ماهیخوار با دندانهای مخروطی متعدد و تیز، نخستین دوزیستی بودند که در آن زمان بسیار شبیه به یک تمساحِ امروز بودهاند. آرایش دندانها به این صورت برای خوردن حیوانات با اسکلت خارجی نیز مناسب است، بنابراین توانایی خوردن حشرات امتداد و گسترشی از ماهیخواری است.