دو نبش
مترادفها
دوطرفه، دو سویه
لغت نامه دهخدا
دونبش. [ دُ ن َ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان آجر یا خشت که دو سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد. ( یادداشت مؤلف ). || عمارت یا دکانی که در نقاطع کوچه یا خیابان قرار دارد ودر نتیجه از دو جانب به کوچه یا خیابان مشرف است.
فرهنگ فارسی
در اصطلاح بنایان آجر یا خشت که دو سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد.
جمله سازی با دو نبش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چنين انسان كاملى دو نبش عالم، زير پاى اوست، يك سمت وى به زمين: انى خالقبشرا من طين (416) و سمت ديگر او به لقاى خاص معنون در آيه يا ايتهاالنفس المطمئنه... (417) بسته است؛ يعنى موجودى است كه در عينحال كه در جهان ماده حضور دارد با حفظ همه قواى مربوط به علم ماده و مهار آن، مىتواند به مرحله نفس مطمئنه نيز سرى بزند و از آن جا بگذرد.
💡 او با چنان دقتی تمام مراحل این پروژه پیچیده را از دو نبش بررسی کرد که هیچگونه نقصی در گزارش نهایی تیم مهندسی پیدا نشد.
💡 برای حل این بحران اقتصادی، دولت باید سیاستهای خود را از دو نبش بنگرد و همزمان به نیازهای طبقه کارگر و اهداف توسعهای کشور توجه کند.
💡 مدیریت بحران در سازمانها مستلزم این است که مدیران مسائل را از دو نبش یعنی هم از دیدگاه فنی و هم از دیدگاه انسانی تحلیل کنند.