لغت نامه دهخدا
دونبش. [ دُ ن َ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان آجر یا خشت که دو سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد. ( یادداشت مؤلف ). || عمارت یا دکانی که در نقاطع کوچه یا خیابان قرار دارد ودر نتیجه از دو جانب به کوچه یا خیابان مشرف است.
دونبش. [ دُ ن َ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان آجر یا خشت که دو سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد. ( یادداشت مؤلف ). || عمارت یا دکانی که در نقاطع کوچه یا خیابان قرار دارد ودر نتیجه از دو جانب به کوچه یا خیابان مشرف است.
در اصطلاح بنایان آجر یا خشت که دو سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنين انسان كاملى دو نبش عالم، زير پاى اوست، يك سمت وى به زمين: انى خالقبشرا من طين (416) و سمت ديگر او به لقاى خاص معنون در آيه يا ايتهاالنفس المطمئنه... (417) بسته است؛ يعنى موجودى است كه در عينحال كه در جهان ماده حضور دارد با حفظ همه قواى مربوط به علم ماده و مهار آن، مىتواند به مرحله نفس مطمئنه نيز سرى بزند و از آن جا بگذرد.