دو سوی
مترادفها
دو طرف، دو جهت
متضادها
یکطرفه، یکسویه
لغت نامه دهخدا
دوسوی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) دوسو. دوطرف: جبینان؛ دو سوی پیشانی. ( دهار ). قذألان؛ دو سوی قفا. ( دهار ). رجوع به دوسو شود.
دوسوی. [ دُ س ُ ] ( حامص مرکب ) جدایی موهای بافته شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جدایی موهای بافته شده.
جمله سازی با دو سوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلت دو سوی و زبانت دو گوی و چهره دو روی بسان جادوی مکار پرفسون و فتن
💡 وَ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ سوگند میخورند بخدای، إِنَّهُمْ لَمِنْکُمْ که ایشان از شمااند و از اهل دین شمااند، وَ ما هُمْ مِنْکُمْ و ایشان از اهل دین شما نیستند، وَ لکِنَّهُمْ قَوْمٌ یَفْرَقُونَ. (۵۶) لکن ایشان قومیاند که از دو سوی میترسند.
💡 پاردُم تسمهای چرمین یا از جنس پالان است که بر عقب زین یا پالان میدوزند و آن را در دو سوی پالان استوار میکنند. دم خر و اسب و ستوران را از آن میگذرانند و این باعث میشود که در سربالاییها پالان به طرف پایین نلغزد.
💡 این ساختمان در سال ۱۹۴۲ میلادی و در سبک معماری استریملاین مدرن ساختهشد. طرح تندیسی از یک کشاورز و یک مکانیک (کارگر) در دو سوی ورودی خارجی ساختمان قابل توجه است.
💡 فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ سوگند میخورم بخداوند دو سوی
💡 گفته میشود طرح دو نوار آبی رنگ در دو سوی بالا و پایین پرچم اسراییل برگرفته از نوارهای شال تالیت است.