دو رای

لغت نامه دهخدا

دورای. [ دُ ] ( ص مرکب ) دورأی. متردد. شکاک. دودل. مستضعف. که عقیده و نظر پایدار و ثابتی ندارد. || منافق. دوروی. ( یادداشت مؤلف ):
زین سان که تو در عشق دورویی و دورایی
خود پیش تو چون گویم نام گل و سوسن.سیدحسن غزنوی.
دورای. ( اِ ) مزمار و نایی که مطربان نوازند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). دوران.

فرهنگ فارسی

مزمارونایی که مطربان نوازند.

جمله سازی با دو رای

💡 برای ریاست محمد یزدی و اکبر هاشمی رفسنجانی نامزد شدند که یزدی ۲۶ رای و هاشمی رفسنجانی ۵۱ رای از ۷۹ رای آوردند. دو رای نیز ممتنع بود.

💡 در فرانسه، «۲۰۰ خانواده» بعد از سال ۱۸۱۵ بسیاری از ثروت این کشور را تحت کنترل داشتند. "۲۰۰" بر اساس این سیاست است که از ۴۰۰۰۰ سهامدار بانک فرانسه، تنها ۲۰۰ نفر مجاز به شرکت در مجمع سالانه بودند و آن‌ها همه رای‌ها را به صندوق انداختند. از یک کشور ۲۷ میلیون نفری، در سال ۱۸۲۰ تنها ۸۰۰۰۰ تا ۹۰۰۰۰ نفر مجاز به رای دادن بودند و یک چهارم ثروتمندترین آن‌ها دو رای داشتند.

💡 کنگره ملی خلق چین در یک رای‌گیری محدودیت دوره ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری را که دو دوره پنج ساله بود، برداشت و به این ترتیب شی جین پینگ، رئیس‌جمهوری کنونی این کشور عملاً می‌تواند احتمالاً مادام‌العمر در این منصب باقی بماند. این اصلاحیه با ۲۹۵۸ رای موافق دو رای مخالف و سه غایب در کنگره حدوداً سه هزار عضوی به تصویب رسید. شی جین پینگ اولین فردی بود که رای خود را درون صندوق انداخت.

معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز