دهن دریده

لغت نامه دهخدا

دهن دریده. [ دَ هََ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که دهان وی دریده باشد:
بر پسته که شد دهن دریده
عناب ز دور لب گزیده.نظامی. || کنایه است از هرزه چانه و یاوه گوی و هرزه درای و فحاش و بی شرم و بی حیا. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). وقیح و بی شرم در گفتار. که زبانی پلید و فحاش دارد. بی شرم که هرچه خواهد گوید بی رعایت رسوم و آداب. ( یادداشت مؤلف ). آنکه با بی آزرمی عادت به دشنام و ناسزا گفتن دارد. ( امثال و حکم دهخدا ):
از غنچه بسته لب نیاید این کار
گل بود دهن دریده هم گل گفته ست.ظهیر فاریابی ( از آنندراج ).آه دهن دریده مرا فاش کرد راز.سلمان ساوجی ( از آنندراج ).خوش گفت در بیابان رندی دهن دریده
عارف خدا ندارد او نیست آفریده.سیدقاسم انوار ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - هرزه گوی یاوه گو هرزه درای. ۲ - بیحیا بی شرم.

جمله سازی با دهن دریده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آه دهن دریده مرا فاش کرد راز او را گناه نیست، منش برکشیده‌ام

💡 جه ممکن است شود منفعل ز غیبت یاران دهن دریده قفایی‌که باد زاید و خندد

💡 جام دهن دریده ندارد نگاه حرف این راز سر به مهر به مینا سپرده اند

💡 از غنچه بسته لب نیاید این کار گل بود دهن دریده هم گل گفته ست

💡 چو غنچه گرت بسته بودی دهن دریده ندیدی چو گُل پیرهن

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز