لغت نامه دهخدا
دهدن. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) مردم و خلق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دهدن. [ دُ دُ ] ( ع ص ) باطل. || دروغ. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به دهدر شود.
دهدن. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) مردم و خلق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دهدن. [ دُ دُ ] ( ع ص ) باطل. || دروغ. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به دهدر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تنگ چشمی غنچه اگر چه زر دارد دهدن برابر گشاید و زو عطا گیرد