دهانت
کلمهی «دهانت» در فارسی از واژهی «دهان» گرفته شده و به معنای دهان تو، محل دهان یا لب و دهان شخص مخاطب است. این واژه در گفتار روزمره و متون ادبی کاربرد دارد و گاهی بار احساسی و صمیمی نیز دارد. ریشهی «دهان» در فارسی قدیم به معنای محل ورود و خروج غذا، نوشیدنی و کلام است و در ترکیب «دهانت» به صورت مضافالیه نشاندهندهی مالکیت یا ارتباط با شخص مورد خطاب است. در ادبیات فارسی، واژهی «دهان» و مشتقات آن برای بیان حالتها، احساسات و رفتارهای انسان نیز به کار میرود؛ مثلاً «دهانت را ببند». این کاربردها نشاندهندهی کنشها و واکنشهای انسانی است که از طریق دهان ظاهر میشوند. از نظر دستوری، این واژه معمولاً با ضمایر یا فعلها ترکیب میشود تا تملک و ارتباط شخص با دهان را نشان دهد، مانند «دهانت را تمیز کن». در زبان ادبی و عامیانه، این کلمه میتواند بار معنایی صمیمیت، دستور، انتقاد یا تمجید نیز داشته باشد و نحوهی بهکارگیری آن به زمینه جمله بستگی دارد.
لغت نامه دهخدا
دهانت. [ دَ ن َ ] ( ع اِمص ) چربی. ( یادداشت مؤلف ).
دهانة. [ دَ ن َ / ن ِ ] ( ع مص ) کم شیر گردیدن ناقه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
چربی.
جمله سازی با دهانت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از دهانت کار گشته بر من دلتنگ، تنگ با لب لعل تو دارد این دل افگار، کار
💡 در مسئله جزء دهانت سخنی گفت کاورد یقین هر که در این مسئله شک داشت
💡 در آرزوی دهانت دلم چنان تنگ است که جای فکر در او نیست یا مجال خیال
💡 چه گویم وصف رخسار و دهانت کان گل و غنچه ز بستان وجود افتاده و باغ عدم با هم
💡 بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است خنده از تنگ دهانت غوطه در شکر زده است
💡 از دهانت بوسه ئی جستم زکوة حسن را گفت خاموش ای گدا بر هیچ کی باشد زکوة
💡 تو نباید اجازه دهی که کلمات تلخ و گزنده از دهانت خارج شوند و باعث رنجش و ناراحتی اطرافیان خودت گردند.
💡 وقتی با آن صدای آرام و ملایم صحبت میکنی، احساس میکنم که تمام مهربانی دنیا در دهانت و کلماتت جاری است.
💡 مراقب باش که از دهانت حرفی خارج نشود که بعداً باعث پشیمانی شدید و از دست دادن اعتماد دوستان نزدیکت شود.