لغت نامه دهخدا
دهکل. [ دَ ک َ ] ( ع اِ ) سختی و بلا. || سختی از سختیهای روزگار.ج، دهاکل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دهکل. [ دَ ک َ ] ( ع اِ ) سختی و بلا. || سختی از سختیهای روزگار.ج، دهاکل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بزرگسالان، نقایص سپتوم دهلیزی می تواند منجر به جریان خون در جهت مخالف، حرکت از دهلیز چپ به راست شود. این معکوس برون ده کلی قلب را کاهش می دهد و ممکن است منجر به نارسایی قلبی شود. در موارد شدید یا درمان نشده، به طور بالقوه می تواند باعث ایست قلبی و مرگ ناگهانی شود.