لغت نامه دهخدا
ده ریش. [ دَه ْ ] ( ص مرکب ) کسی که دارای ریش انبوه و هنگفت و بزرگ باشد. ( ناظم الاطباء ). لحیه انبوه و گنده. ( آنندراج ).
ده ریش. [ دَه ْ ] ( ص مرکب ) کسی که دارای ریش انبوه و هنگفت و بزرگ باشد. ( ناظم الاطباء ). لحیه انبوه و گنده. ( آنندراج ).
کسی که دارای ریش انبوه و هنگفت و بزرگ باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرومیت ده ریش ایرندگان یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر ایران شهر استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کرومیت است.سنگ میزبان این اندیس پریدوتیتهای تکتونیزه و آلتره است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه بالایی میرسد.
💡 چونک بر سر مر تو را ده ریش هست مرهمت بر خویش باید کار بست
💡 کرومیت ده ریش یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر ایران شهر استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کرومیت است.سنگ میزبان این اندیس پریدوتیت آلتره است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه بالایی میرسد.