ده تیر

لغت نامه دهخدا

ده تیر. [ دَه ْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) نوعی از تفنگ یا تپانچه که ده فشنگ در خزانه یا خشاب آن جا گیرد. ( یادداشت مؤلف ). که در یک نوبت فشنگ گذاری ده بار پیاپی تواند تیرافکند.

فرهنگ فارسی

نوعی از تفنگ یا تپانچه که ده فشنگ در خزانه یا خشاب آن جا گیرد.

جمله سازی با ده تیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بینداخت ده تیر هر ده ز بر چو زنجیر پیوست بر یکدگر

💡 وی از آن دو آب بستد و بنوشید. سپس غلامان را گفت: آیا وجهی با شما هست؟ گفتند: نه، چیزی همراه نداریم. معن، به هر یک از آن دو ده تیر بداد که پیکانشان از زر بود.

💡 بیفکند ده تیر از آن هم به جای به هر تیر پیلی فکند او ز پای

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز