دست امدنی
مترادفها
کسب کردنی، حاصل شدنی
متضادها
دستنیافتنی، کمیاب
لغت نامه دهخدا
( دست آمدنی ) دست آمدنی. [ دَ م َ دَ ] ( ص لیاقت ) بدست آمدنی. سهل الحصول. مقابل صعب الحصول و متعذرالحصول.
فرهنگ فارسی
( دست آمدنی ) بدست آمدنی سهل الحصول
جمله سازی با دست امدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دست شاه آن لحظه چندان شیر ریخت کان بماهی دست زال پیر ریخت
💡 سر بزیر پا نهادم تا مرادم دست داد چون فگندم بال وپر آنگه بپرواز آمدم