دنیایی
مترادفها
دنیوی، مادی
متضادها
آخرتی، معنوی
لغت نامه دهخدا
دنیایی. [ دُن ْ ] ( ص نسبی ) دنیاوی. دنیوی. || ( اِ ) مال. مکنت. ثروت. ( یادداشت مؤلف ): از دنیایی آنچه بود ترک کردم الا اندک ضروری. ( سفرنامه ناصرخسرو چ دبیرسیاقی حاشیه ص 2 ). و مرا از دنیایی چیزی نیست که تاوان بدهم. ( قصص الانبیاء ص 142 ). احتیاج به دنیایی خواهد بود چون لشکر و اخراجات داری. ( مزارات کرمان ص 122 ). رجوع به دنیا و دنیاوی شود.
فرهنگ فارسی
دنیاوی. دنیوی.
جمله سازی با دنیایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راهنمای روانها یا روانبَرها در فرهنگها و دینهای گوناگون، به موجودات، ارواح، فرشتگان یا ایزدانی گفته میشود که تصور میشود پس از مرگ، روح مرده را از زمین به دنیایی دیگر راهنمایی میکنند.
💡 هارون الرشید فضل بن عیاض را گفت: تو چه سخت پرهیز همی کنی؟ پاسخ داد: تو از من پرهیزگارتری. چرا که من از دنیایی فانی و ناپایدار پرهیز می کنم و تو از دنیای پایدار و جاودانه.
💡 بابی پسری است که از کودکی در یک اتاق با مادر خود بزرگ شده و هیچگاه بیرون آن اتاق را ندیدهاست. بعد از ۳۵ سال پدر بابی بازمیگردد و بعد از پاره ای اتفاقات بابی از اتاق خود خارج میشود و به دنیایی پا میگذارد که در ان فقط میتواند صدای دیگران را تقلید کند…
💡 تو ونتی آثار خود را به عکاسی با نقاشی نور گسترش می دهد. از طریق نوردهی های طولانی، دوربین نه تنها از سوژه، بلکه منبع نوری را که هنرمند بر روی بوم خود حرکت می دهد، میگیرد. تو ونتی میگوید: درون این تصاویر پرجزئیات، «عمق و دنیایی دیگری است که هم مکان و هم گذر زمان را ثبت میکند».
💡 همچنین جهنا در نامه یعقوب ۳:۶ نیز آمدهاست، آنجا که میگوید "زبان هم آتش است! در میان تمام اعضای بدن ما زبان دنیایی از شرارت است که همه وجود ما را آلوده میسازد و دوران زندگی را به جهنا مبدل میکند".
💡 و گفت: هرکه را چیز دهی، اگر او را دوست تر داری از آنکه او تورا چیزی دهد، تو دوست آخرتی اگر نه دوست دنیایی.