دل رنجان
مترادفها
غمافزا، رنجآور
متضادها
دلشادکن
لغت نامه دهخدا
دل رنجان. [ دِ رَ ] ( نف مرکب ) دل رنجاننده. رنجاننده دل. آزارنده. آزاردهنده:
ناخوش او خوش بود در جان من
جان فدای یار دل رنجان من.مولوی.
فرهنگ فارسی
دل رنجاننده. رنجاننده دل.
جمله سازی با دل رنجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناخوش او خوش بود بر جان من جان فدای یار دل رنجان من
💡 در ادبیات کلاسیک، دل رنجان کسانی هستند که از بیوفایی معشوق یا سختیهای روزگار، دچار رنجهای عمیق روحی و غمهای بیپایان شدهاند.
💡 او با کلامی شیرین و مهربان، سعی داشت تسکینی برای دل رنجان فراهم آورد و غمهای آنها را با امیدواری و شادی جایگزین کند.
💡 داستانهای تراژیک معمولاً بر سرنوشت دل رنجانی میچرخند که در دنیای بیرحم واقعیت، با ناملایمات زندگی دست و پنجه نرم میکنند.