لغت نامه دهخدا
دل رنجان. [ دِ رَ ] ( نف مرکب ) دل رنجاننده. رنجاننده دل. آزارنده. آزاردهنده:
ناخوش او خوش بود در جان من
جان فدای یار دل رنجان من.مولوی.
دل رنجان. [ دِ رَ ] ( نف مرکب ) دل رنجاننده. رنجاننده دل. آزارنده. آزاردهنده:
ناخوش او خوش بود در جان من
جان فدای یار دل رنجان من.مولوی.
دل رنجاننده. رنجاننده دل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناخوش او خوش بود بر جان من جان فدای یار دل رنجان من