دل دژم

لغت نامه دهخدا

دل دژم. [ دِ دُژَ ] ( ص مرکب ) دژم دل. غمگین. افسرده دل:
شد از کشتنش پهلوان دل دژم
ز خون دو دیده بسی راند نم.اسدی.پدرش آگهی یافت شددل دژم
مکن گفت بر من که پیرم ستم.اسدی.

فرهنگ فارسی

دژم دل. غمگین. افسرده دل.

جمله سازی با دل دژم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشد موبدان را ازان دل دژم روان پر زغم ابروان پر زخم

💡 پدرش آگهی یافت شد دل دژم مکن گفت برمن به پیری ستم

💡 اگر چه مرا هست ازین دل دژم برانم که نندیشم از بیش و کم

💡 چنین چند مانم به گرداب غم ز اندیشه اندر برم دل دژم

💡 درآن شب همه بانوان حرم زده حلقه برگرد هم دل دژم

💡 فدای تو ای کشته ی دل دژم که تا جان سپردی نرستی ز غم

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز