دل دوستی
مترادفها
محبت، دوستی، مهربانی، صمیمیت، لطف
متضادها
دشمنی، کینهتوزی، بدخواهی، خصومت
لغت نامه دهخدا
دل دوستی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) عشق. محبت قلبی: من [ اراقیت ] ترا [ اسکندر را ] از بهر دل دوستی بیاوردم نه از بهر کینه. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).
هر مایه که از غذاش دادند
دل دوستیی درو نهادند.نظامی.
فرهنگ فارسی
عشق. محبت قلبی.
جمله سازی با دل دوستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بد میکنند مردم زان بیوفا حکایت وانگه رسیده ما را دل دوستی به غایت
💡 که تو با سکندر ز یک پوستی گر ایدونک با او به دل دوستی
💡 هر مایه که از غذاش دادند دل دوستیای در او نهادند
💡 محض دل دوستی و مهر و هوا خواهی تست سخت با درگه تو سلسه علقت من
💡 گرامی پسر با تو همشیره بود ز دل دوستی بر تو بر خیره بود
💡 چون درین دل برق مهر دوست جست اندر آن دل دوستی میدان که هست
💡 در متون کلاسیک ادبیات فارسی، مفهوم دل دوستی همواره به عنوان ریشه اصلی روابط انسانی و پیوند میان روحها در کنار صداقت و اخلاق ستایش شده است.
💡 اگرچه در دنیای پرمشغله امروز، حفظ دل دوستی میان دوستان قدیمی دشوار به نظر میرسد، اما این ویژگی همچنان ارزشمندترین دارایی هر انسان تراز اول است.
💡 شاعر با توصیف زیباییهای دل دوستی، سعی دارد به خواننده یادآوری کند که محبت و همدلی میتواند سنگ سخت زندگی را نیز نرم و ملایم کند.