دل دزد

مترادف‌ها

دلربا، فریبنده، دلبر

لغت نامه دهخدا

دل دزد. [ دِ دُ ] ( نف مرکب ) دزدنده دل. دزد دل. آنکه دلها را می دزدد. آنکه دلها را می رباید. دلربا. رباینده دل. و این صفت محبوبه و معشوقه افتد:
دل دزد و دلربای من آن سعتری پسر
کآورد عمر من به غم هجر خود به سر.موقری ( از ترجمان البلاغه رادویانی ).زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد
با هواداران رهرو حیله جادو ببین. حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) انکه دلها را برباید.

جمله سازی با دل دزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و آن روز که رنگ عاشقی آمیزد دل دزد دو جان رباید و خون ریزد

💡 این چه این چه طره است و این چه شب چه کمند این چه دل دزد و این چه طرارست

💡 چون حال دل از زلف تو پوشیده توان داشت کان هندوی دل دزد سیه کار نداند

💡 لبت دل دزد و من از وی شکر دزد کم افتاده ست ازینسان دزد بر دزد

💡 مرا مزد از چنان رخسار دل دزد تماشائی که باشد دیدنش مزد

💡 خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر دل دزدی و نگریزی، طرار چنین خوشتر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران