دوستی ورزیدن
مترادفها
دوست داشتن، دوستی کردن، مهربانی کردن
متضادها
دشمنی ورزیدن، خصومت کردن
لغت نامه دهخدا
دوستی ورزیدن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) دوستی کردن. دوستی نمودن. محبت ورزیدن. مهربانی کردن. ( یادداشت مؤلف ):
مهربانی و دوستی ورزد
تا ترا مکنتی و دسترسی است.سعدی.رجوع به دوستی کردن شود.
فرهنگ فارسی
دوستی کردن.
جمله سازی با دوستی ورزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دنیای پر از تنش امروز، انسانها باید سعی کنند با یکدیگر دوستی ورزند تا بتوانند با تکیه بر روابط انسانی، مشکلات زندگی را با هم حل کنند.
💡 معلم ما همیشه تاکید داشت که دانشآموزان باید به جای رقابتهای ناسالم، با هم دوستی ورزند و در مسیر یادگیری و رشد علمی به یکدیگر کمک کنند.
💡 اگر بخواهیم جامعهای صلحآمیز و پایدار بسازیم، لازمه اصلی آن است که تمام ملتها با رعایت احترام متقابل، با یکدیگر دوستی ورزند و از جنگ دوری کنند.