دل دزدیدن
مترادفها
دلربایی، دلبری، فریبندگی
متضادها
دل آزردن
لغت نامه دهخدا
دل دزدیدن. [ دِ دُ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان کردن ضمیر خود را از کسی. نهان داشتن باطن و عدم ابراز آنچه در دل کسی است. اعراض. ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ):
دل مدزد از دلربای روح بخش
که سوارت می کند بر پشت رخش.مولوی.
فرهنگ فارسی
پنهان کردن ضمیر خود را از کسی.
جمله سازی با دل دزدیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حفظ آبرو نفس در جیب دل دزدیدن است قطره را گوهر همان مشق تامّل میکند
💡 سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن روح را گرم کند خنده به دل دزدیدن
💡 دل دزدیدن آن خواننده جوان با صدای بسیار دلنشین، باعث شد که او در اولین کنسرت خود، توجه تمام تماشاگران را به شدت جلب کند.
💡 دل دزدیدن با رفتارهای نجیبانه و اخلاق خوب، بسیار مؤثرتر از استفاده از زیباییهای ظاهری برای جلب توجه دیگران در روابط اجتماعی است.
💡 هدف اصلی آن شخصیت در داستان، دل دزدیدن توجه پادشاه بود تا بتواند نقشههای خود را برای تغییر حکومت به راحتی عملی کند.