دل خر

متضادها

عاقل، خردمند

لغت نامه دهخدا

دل خر. [ دِ خ َ ] ( نف مرکب ) دل خرنده. خرنده دل. خریدار دل. طالب دل:
تو دل خر باش تامن جان فروشم
تو ساقی باش تا من باده نوشم.نظامی.

فرهنگ فارسی

دل خرنده. خرنده دل.

جمله سازی با دل خر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو خر غافل نباید شد درین راه کزین غفلت دل خر خورد روباه

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران