دفاق
لغت نامه دهخدا
دفاق. [ دِ ] ( ع ص ) ناقة دفاق فرسة دفاق؛ جهجهان و شتاب رو. جمل دفاق؛ شتر شتاب رویا گشاده گام یا آنکه گاهی بر این پهلو رود و گاهی بر آن پهلو. ( منتهی الارب ). ماده شتر سریع. و جمل دفاق؛شتر که بصورت «دفقی » راه رود، و آنرا بضم اول نیز خوانده اند. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به دفقی شود.
دفاق. [ دُ ] ( ع ص ) سیل دفاق؛ توجبه ای که پر کند رودبار را. ( منتهی الارب ). سیلی که دو جانب وادی را پر کند. ( از اقرب الموارد ). || ناقة دفاق؛ به معنی دِفاق است. ( از منتهی الارب ). رجوع به دِفاق شود. || باران وسیع. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
جمله سازی با دفاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مر دومرکبهمهصفبستهچو کوه از دوطرف خون روانشان ز تن آن سان که ز کُه سیل دفاق